فهرست موضوعات کتاب  سگرت و الکول

 

برای خواندن مطلب مورد نظر، بر روی عنوان همان قسمت کلیک کنید

بخش نخست

سگرت

  ديد تاريخي

پيشگفتار

  مواد مضره درسگرت

  سگرتهاي اصلاح شده وفلتردار

  تأثیرات صحي نيكوتين

  نيكوتين

تأثیر سگرت بر قلب وشريانها استعمال سگرت ومرض سرطان
تأثیر سگرت برجهاز تنفسي   تأثیر سگرت برجهاز هاضمه
  تأثیر سگرت برسيستم اعصاب  تأثیر سگرت برحواس
آيا دليلي بهترازين ميخواهيد ؟ تأثیر سگرت برزنان ودختران
استعمال سگرت از نظر دين مقدس اسلام   آيا استعمال سگرت ضرررواني واخلاقي دارد؟

چگونه ميتوان ازاستعمال سگرت اجتناب ورزيد؟ 

بخش دوم

الكول

 

الكول ( شراب ) چيست ؟

شراب

تأثیرالكول بربدن انسان

الکول قدیم

تأثیرالكول برسيستم اعصاب

تأثیرالكول برقلب وشريانهاي خون

تأثیرالكول برجگر

تأثیرالكول بركرويات خون

تأثیرالكول برگرده ها وجهازبولي

تأثیرالكول براشتها

الكول ونقص ويتامينها

تأثیرالكول برباقي اعضای بدن

تأثیرالكول برشخصيت انسان

الكول وتأثیرآن برغريزه جنسي

مشکلات اجتماعي واقتصادي الكول

آيا الكول سرما را زايل نموده ، گرما را به بار میاورد؟

الكول (شراب) درحدود شرعي

اسلام و الكول (شراب)

 فهرست مآخذ

مبارزه در برابر مشکل الكول

 

پيشگفتار

درعصر حاضراستعمال دخانیات، به ویژه سگرت، حيثيت عادت لازمي حيات انسان را به خود گرفته است و مردم در ميان دو نوع اعلان که هر کدام ناقض يکديگر است در حيرت شديد قرار گرفته اند .

شرکتهاي توليد دخانیات، راديو، تلويزيون، مطبوعات و سينما اعلانات جذابی را درين مورد   پیشکش نموده و ميگويند: ( اين سگرت بامزه ، نشاط بخش وتسکين دهندة اعصاب است.) درعين زمان اعلانات ديگري ازسازمانهاي صحي، داکتران و نشريه هاي صحي به  دست میرسد که مبين اين نکته است : ( استعمال سگرت عادت مهلک و مضر به صحت بوده، در پيدايش مرض سرطان نقش مهمي را بازي ميکند.)

هموطن عادي ما از خواندن اين دو نوع اعلان به حيرت فرو ميرود و درينجاست که سوُال به ميان میاید. داستان حقيقي استعمال دخانیات ، به ویژه سگرت ، در جهان چه خواهد بود؟ نظر داکتران درين باره چيست ؟ جامعه شناسان و روانشناسان درين مورد چه نظر خواهند داشت ؟ و بالاخره نظریة دين درين باره چه خواهد بود؟

ديد تاريخي

     نخستین کسي که تنباکو را کشف کرد، (کریستف کولمب) بود. او همزمان باکشف امريکا ، درانجا اهالي بومي سرخپوست را دید که تنباکو را به کثرت کشت و استعمال مينمودند.

      نخستین بار اروپا در سال (۱۵۵۹) ، هنگامي که کشتي فرانسوي به نام (نيکوت) تنباکو را وارد فرانسه ساخت ، با دخانیات آشنا شد و پس ازان دخانیات نام نيکوتين را به خود گرفت.

      عربها چه در زمان جاهليت و چه در زمان اسلام با دخانیات آشنايي نداشتند ؛ ولي استعمال دخانیات ، به ویژه تنباکو ، درست هنگام رسيدن پاي استعمار در اوايل قرن (۲۰) در کشور هاي عربي انتشار يافت.

      در بسياري از شهرهاي جهان ، خصوصاً در شرق دور و چين، دخانیات را با مخدرات يکجا استعمال مينمودند.

      در اوايل پيدايش دخانیات در اوروپا، به جز از زنان هرزه و زناني که سقط جنين مينمودند ، کس ديگري آن را استعمال نمي نمود، چون آنها معتقد بودند که دخانیات با مسايل جنسي ارتباط دارد.

      بعداً اين عادت درميان طبقات اشراف ، خصوصاٌ مردان متمول، انتشار يافت. سپس زنان نيز به استعمال دخانیات پرداختند و بالاخره نوجوانان و اطفال علناٌ به استعمال آن مبادرت ورزيدند، تا آن که اين عادت در بين مردم ، مانند مرض وبا ، پخش شد.

      در سال (۱۹۴۸) در امریکا ( انجمن طبي مبارزه با سرطان ارتباط ( سرطان شش) را با استعمال دخانیات کشف کرد ؛ اما به سبب مداخلات و تهديدات شرکتهاي سگرت سازي ، این انجمن نتوانست به انتشار گزارشهاي خود اقدام نمايد.

      در همین وقت کشمکشهاي علني ميان هياُتهاي صحي جهان ، در رأُس ( انجمن مبارزه با سرطان) ، و ميان شرکتهاي سگرت سازي با نفوذ در منطقه در گرفت.

      عايدات شرکتهاي سگرت سازي در ایالات متحدۀ امريکا سالانه بالغ بر پنج میلیارد دالر  ميشود که اين مقدار پول براي تغدیة يکسالۀ تمام  قارۀ افريقا کفايت میکند.

      در قدم اول حکومات جهان از واردات و صادرات و توليد دخانیات ماليه اخذ ميکنند ودست دوم نفع اقتصادي دخانیات به جيب صاحبان شرکتهاي سگرت سازي ميريزد. در مرحلة سوم صاحبان جرائد و روزنامه ها تنها در ايالات متحدۀ امريکا، سالانه تقريباٌ (۷۰) میلیون دالر از درک نشر اعلانات تجارتي مربوط به دخانیات به دست میاورند.

سگرتهاي اصلاح شده و فلتر دار

پس از نشرگزارشهاي طبي، شرکتهاي سگرت سازي به فعاليت آغاز نموده و در سال  (۱۹۵۳) سگرت فلتردار را به ميان آوردند که با اين کارتوانستند برخي از انواع تنباکو را به طريقه هاي کيمياوي تحت کنترول دراورند و مقدار نيکوتين آن را به اندازۀ نيم مقدار عادي کاهش دهند. لابراتوارهاي تجزيۀ طبي به تحليل اين تغییرات و فواید آن پرداخته و اين گزارش را تهيه نمودند.

۱. نيکوتين که يک مادۀ زهري بوده و در سگرت موجود ميباشد و همين ماده حالت (نشه يا کيف) را به استعمال کنندة خود ميبخشد، در صورت کم شدنش به واسطة فلتر يا تعامل کيمياوي ديگر، مزة سگرت را کم ميسازد و شخص معتاد به سگرت مجبور ميشود که به ازدیاد تعداد سگرتها بپردازد ، با بتواند همان مقدار نيکوتين را به دست آورد.

۲. شرکتهاي سگرت سازي براي آن که بوي و ذایقة سگرت را حفظ کرده باشند ، مجبور ميشوند از تنباکوي قوي وخشن استفاده کنند تا کميت نيکوتين را افزايش دهند.

۳. فلتر سگرت تنها ميتواند ذرات بزرگ کاربن را جذب وپاک نمايد؛ اما ذرات کوچک آن که خطرات زيادي را به بار میاورد ، از راه فلتر سگرت به شش نفوذ ميکند. همچنان گزارشهاي طبي همه ادعاهاي شرکتهاي سگرت سازي را که گويا نو آوريهاي جديد اين شرکتها ضرر سگرت را از بين برده است، تکذیب نمود.

مواد مضره در سگرت

لابراتوارهاي تجزیة طبي ثابت نموده اند که دود سگرت حاوي (۱۲) نوع مواد مضر به صحت ميباشد که قرارذيل است:

۱. (کاربن مونواکسايد) و آن گازيست زهري بدون رنگ و بوي .

۲. (کاربن داي اکسايد) .

اين دو نوع گاز ، شُش را از دریافت کميت آکسيجن لازم به بدن محروم ميسازد.  (داوين ماک فارلاند) استاد دانشگاه واشنگتن ثابت نموده که استعمال سگرت (۱۵٪) آکسيجن مورد ضرورت مغز را تقليل ميدهد. و از همين جهت استعمال کنندة سگرت نسبت به کساني که آن را  استعمال نمي کنند ، کند ذهن بار میاید.

۳. گاز(کبريتيد هایدروجن)  به مقدار کم .

۴. (نوشادر) .

۵. (سيانايد) که اين هم مانند کاربنها مادة زهري است.

۶. گاز (کاربوليک)  که مستقيماٌ بر شش تأثير نموده و نفس تنگي را به بار مياورد .

۷. بعضي از گازهاي فرارکنندة ديگر؛ مانند : (خليک ، نمليک و نيترويک). اين مواد را صاحبان کارخانه هاي سگرت سازي به منظور تازه نگهداشتن سگرت بران ميافزايند.

۸. (پترو بيرين) که سبب پيدايش مرض سرطان ميگردد.

۹. (قطران) که يک مادة شحمي بوده و زهر آن عامل مهم (سرطان شش) ميباشد. اين ماده ، دود سگرت را آبي رنگ ميسازد.

۱۰. زرنيخ (فاسفورس)  که يک مادة حشره کش ميباشد و به منظور کشتن حشرات بر بسته هاي تنباکو پاشيده ميشود.

۱۱. خاکستر کاغذ سگرت.

۱۲. (نيکوتين)  که بر اعصاب محرکة عضلات و سيستم دوران خون تأثير سؤ وارد مينمايد.

در ميان اين مواد، نيکوتين، قطران و پتروبيرين را از همه خطرناکتر مييابيم، زيرا نيکوتين بر قلب تأثير نموده و قطران و پتروبيرين باعث بروز مرض سرطان ميگردد.

نيکوتين

خطري راکه نيکوتين به بار میاورد ، ميتوان در وجود تنباکو نهفته دانست، زيرا نيکوتين به مقدار فراوان در تنباکو وجود دارد. دانشمندان دريافته اند که رسوبات دود (۲۰) عدد سگرت در شش، ( 60 ملی گرام ) نيکوتين را از خود به جا ميگذارد. اگر اين مقدار نيکوتين را يک مرتبه داخل عضله کنند ، براي از بين بردن انسان کافيست . قابل تذکر خواهد بود که شش استعمال کنندة سگرت، قادر است تا (۹۰٪) ازين نيکوتين را به خود جذب کند.

تأثيرات صحي نيکوتين

۱. نيکوتين بر اعصاب محرکة عضلات تأثير مستقيم داشته و رشته هاي عصبي شخص معتاد را ضعيف ميسازد که در نتيجه باعث ميگردد حرکات صدر، حجاب حاجز و عضلات دستها و پاها کند گردد. ازين جهت اکثريت معتادان به سگرت دچار ضعف يکي از حصص بدن اند.

۲. نيکوتين سبب بروزگشادگي چشم گرديده و يکنوع خيرگي و تخريش را دران ايجاد میکند ، که آن مرض به نام (زغللة تنباکو) ياد میشود.

۳. نيکوتين در غده هاي افراز لعاب دهن نيز تأثير سؤ وارد نموده و خشکي دهن را به بار میاورد، که در نتيجه افرازات معده کاهش يافته کم اشتهايي و سوء هاضمه به ميان میاید، چنانچه تقریباً معتادان به سگرت هميشه کم اشتها ميباشند.

۴. نيکوتين سبب ازدياد تپش قلب گرديده وفشارخون را بالا ميبرد. شخصي که استعمال سگرت را جديد آغاز نموده باشد، پس از استعمال يک عدد سگرت، تپش نبض او ( 20 نبض) در يک دقيقه بالا ميرود.

5. نيکوتين باعث فراخي شريانهاي خون در تمام حصص بدن ميشود ؛ به شرح زیر:

الف: انقباض شريانهاي جلد سبب تقليل حرارت در روي، دستها و پاها ميگردد.

ب: فراخي شريانهاي مغز،سردردي وکند ذهني را به بار میاورد.

ج: گشادگي شريانهاي قلب، شخص معتاد را به سکتة قلبي تهديد مينمايد.

د: فراخي شريانهاي دست و پا ، باعث بروز لرزش در اندام ميگردد. اگر اين حالت به شدت گرايد، ازان مرض برگر (Berger) به وجود ميايد که پا ها را فلج ميسازد. 

استعمال سگرت و مرض سرطان

تحقيقات علمي ثابت نموده است که از جملة (۱۵۰۰) حالت بروز سرطان، به جز از (۸) حالت، ديگر همه از استعمال دخانیات خصوصاً سگرت به ميان میاید، چنانچه سرطان شُش در ميان مردان بيشتر از زنان به مشاهده ميرسد.

يکي از داکتران تجربة جالبي انجام داده است : يک پارچة شُش را که حجرات آن زنده بود ، زير مکروسکوپ قرار داده و از عقب شيشة مکروسکوپ مشاهده نموده که حجرات زنده ، خيلي فعال و با نشاط حرکت مينموده اند. بعد ازان مقداري دود سگرت را بر آن پف نموده که در نتيجه حرکت آن بطي شده و پس از (۱۰) دقيقه مرده است. در حالي که قطعة ديگري ازين حجره که دود سگرت به آن تماس ننموده بود ، تا يک ساعت کامل به حيات خود ادامه داد.

استعمال سگرت نه تنها باعث به ميان آمدن مرض (سرطان شُش) ميگردد ؛ بلکه سرطان لب، گلو و حنجره را نيز به بار میاورد.

تأثير سگرت بر قلب و شريانها

استعمال سگرت همة انساج قلب را تخريب نموده و سيستم دوران خون را متأثر ميسازد. اين عادت مهلک در وظايف دايمي قلب اضطرا باتي را به وجود میاورد که سبب ميشود قلب انسان قبل از وقت پير گردد.

ازجملة مهترين تأثيرات ناگوار سگرت بر قلب ، سرعت ناگهاني و شديدي است که انواع مختلف دارد. استعمال کنند گان سگرت نظر به خرابي شریانهای اکليلي اکثراً گريبانگير مرگ ناگهاني ميگردند. نسبت اين نوع مرگ در معتادان به سگرت پنج برابر اشخاصي است که به سگرت عادت ندارند. همچنان استعمال سگرت باعث فراخي شريان (تاجي) ميگردد که در نتيجه شخص معتاد را به سکتة قلبي تهديد مينمايد.

استعمال سگرت با ایجاد مرض فشار خون و سرعت تپش نبض ، شریانها را نيز متضرر ميسازد. بر علاوه اين عادت مهلک باعث تورم و ريدهاي (خثري) ميگردد که التهاب وريد هاي انگشتان پديد میاید و علامات آن زردي اطراف انگشتان و بیحس شدن وقفوي آنهاست. اگر اين حالت به شدت گرايد همة انگشتان فلج ميشود. بيشتر مردان بين سنين (۲۰-۴۰) به اين مرض مبتلا ميگردند.

قابل تذکر است که به جز از اشخاص معتاد به دخانیات ، به ویژه سگرت ، کس ديگري به اين مرض مبتلا نمي گردد و جز از طريق ترک نمودن دخانیات ، راه ديگري هم براي تداوي اين مرض وجود ندارد.

تأثير سگرت بر جهاز هاضمه

مهمترين عاملي که بر جهاز هضمي تأثير سؤ وارد مينمايد، بروز حوادث سرطاني در جهاز هضمي ميباشد.

استعمال سگرت سبب ميگردد که حس ذايقه ، خاصيت خود را از دست دهد ؛ زيرا با اعتياد به سگرت ، باعث اختلال حس ذايقه گرديده و زبان را براي بروز مرض سرطان آماده ميسازد.

احصائيه نشان داده است که (۸۰٪) مريضان مصاب به سرطان مري و دهان ، استعمال کنندگان سگرت بوده اند.

استعمال سگرت تنها به سرطان مري، زبان و دهان اکتفا ننموده بر معده نيز تأثيرات ناگوار به جا ميگذارد و تيزاب معده را ازدياد ميبخشد. با تزايد تدريجي تيزاب معده ، التهاب مزمن معده پديد میاید که معده را به انواع اختلالات هضمي آماده ميسازد. بالاخره اين اختلالات به سرطان معده ميانجامد.

تأثير سگرت بر جهاز تنفسي

بيني انسان که مدخل اساسي هواي لازم به بدن است ، يگانه جوفي است که داراي موهاي کوچک بوده و وظيفة پاکسازي هوا را به دوش دارد. اين جوف با کيسه هاي هوايي شُش اتصال دارد که وظيفة آن تعديل درجة حرارت هوا به درجة حرارت بدن و مرطوب نمودن هواست. همچنان اين دستگاه بزرگ مسؤول جذب آکسيجن لازم برای حيات و دفع کاربن داي اکسايد ميباشد. استعمال سگرت باعث ضخيم شدن پرده هاي بيني ميگردد و انسداد جزيي را دران به وجود میاورد که هنگام خواب ازان صدا ايجاد ميشود. همچنان سبب پيدايش التهاب در کيسه هاي هوايي شش ميگردد؛ زیرا در اثر بطی شدن دستگاه تنفس، گرد وغبار موجود دراطراف ما  به سهولت در مجراهای تنفسی رسوب و تراکم نموده و سبب پیدایش التهاب شُش میگردد. چنانچه (۷۵٪) مريضان مصاب به التهاب شُش ، استعمال کنندگان سگرت بوده اند.

احصائيه نشان ميدهد که (۹۰٪) معتادان به سگرت از اثر سرطان شش جان خود را از دست داده اند. میزان مبتلایان به مرض سرطان شُش (۳۰) برابر کساني است که به استعمال آن نمي پردازند.

دانشمندان علوم طبی و داکتران ، درین نکته متفقانه باهم ابراز نظر کرده اند که استعمال سگرت ، نه تنها سبب پیدایش التهاب شُش میگردد ، که باعث ایجاد مرض سرطان حنجره نيز هست. آنها میگویند : استعمال سگرت التهاب مزمن حنجره را به بار آورده و نخست به شکل (صدا گرفتگي) ظاهر ميشود که سرفة تشنجي و تخريش را با خود همراه دارد و در همين حالت براي جاگزين شدن سرطان مستعد ميگردد.

مؤسسة مبارزه با سرطان در (تولوز) ثابت نموده که (۱۰۰٪) اشخاص مبتلا به سرطان حنجره ، استعمال کنندگان سگرت بوده اند. چنانچه همه احصائيه هاي جهان اين رقم را تصديق نموده اند.

قابل تذکر است که مبتلا شدن به سرطان شش ، با مقدار سگرتي که در طول يک روز در اتاقهاي بسته استعمال ميشود ، ارتباط مستقيم دارد.

همچنان التهاب مزمن قصبه الريه گريبانگير اشخاصی ميشود که به سگرت عادت دارند و اين التهاب با سرفه های تشنجي، بلغم مزمن و نفس تنگي پديدار گشته ، به تورم ششها منتهی میشود ، که مرحلة نخستين آن ، همان التهاب قصبه الريه پنداشته ميشود.

پس چه گناهي بزرگتر ازين که انسان به سگرت پناه برد و به جاي اين که هواي پاک تنفس کند، دود سگرت را که کثيف، سوزنده، خشک و مملو از انواع زهرهاست ، فرو برد و اين دستگاه بزرگ و زیبا را به دست خود از کار اندازد.

تأثير سگرت بر حواس

استعمال سگرت باعث به ميان آمدن التهاب در اطراف پلکها گردیده  و شريانهايي را که به همة طبقات چشم غذا میرسانند ، به تصلب مبتلا ميسازد ، که در نتیجه باعث التهاب عصب بصري مردمک چشم ميگردد .

همچنان زیادی مقدار نیکوتینی که در سگرت وجود دارد ، عصب سمعي را متأثر ساخته و باعث نقص حس شنوايي ميگردد.

تأثير سگرت بر سيستم اعصاب

تحقيقات علمي ثابت نموده است که مقدار کم نيکوتين باعث ايجاد تشنج در سيستم اعصاب مرکزي ميگردد و مقدار زياد آن حالات ناگوار روحي و عصبي را از خود به جا ميگذارد که بالاخره باعث ايجاد ضعف در سيستم عمومي اعصاب ميگردد.

تأثير سگرت بر زنان و دختران

۱. استعمال سگرت در عادت ماهانة دختران و زنان اضطراباتي را به وجود آورده و اين امکان را ميدهد که گاهي قبل از وقت وگاهي بعد از وقت صورت گيرد، و علت آن اينست که دود سگرت بر غدة (درقيه) تأثير نامطلوب دارد.

۲. هنگام بارداري ، مواد مضرة سگرت از راه خون مادر به خون طفل وارد شده ، در نتيجه براي طفل تکان قلبي و دگرگونيهاي فشار خون را به بار مياورد.

۳. هنگام شير خوارگي طفل، اين مواد از طريق شير مادر به وجود طفل انتقال مييابد.

۴. همچنان استعمال سگرت باعث ضعف عضلات مادر شده و عملیة زایمان را خيلي مشکل ميسازد. در نتيجه به دواهای غیرضروری بسیاری ضرورت ميافتد.

۵. استعمال سگرت در زنان اين احتمال را به وجود مياورد که روي آنها قبل از وقت جلايش خود را از دست داده و چين و چروکهايي در صورت شان هويدا گردد.

۶. نسبت استفراقات دوران حاملگي در زناني که به سگرت عادت ندارند (۲۱٪) است در حالي که در زنان معتاد به سگرت (۶۲٪) ميباشد.

۷.تحقيقات به اثبات رسانيده که نسبت زایمانهاي پیش از وقت در زناني که معتاد به سگرت اند سه برابر زناني است که به سگرت عادت ندارند.

۸. اطفالي که از مادران معتاد به سگرت تولد ميشوند ، داراي وزن کم، طول زياد و ذکاوت اندک اند.

آيا دليلي بهتر ازين ميخواهيد؟

اگر ميخواهيد ضرر هاي سگرت را در خود تلقين کنيد ، اينک بعضي از تجارب علمي را که شما ميتوانيد آن را خود تجربه کنيد، برايتان ياد آوري مينماييم.

۱. دودي از سگرت را استنشاق (تنفس) نماييد و بگذاريد که داخل شُش شما شود. سپس آن را خارج سازيد. ديده ميشود که رنگ آبي آن از بين رفته و گندمرنگ ميشود ؛ زيرا رنگ آن در شش رسوب مينمايد. بعد ازان دود ديگري را دردهان حبس نموده و نگذاريد که داخل شش شما شود ؛ بعداً دوباره آن را خارج سازيد ، ديده ميشود که دود سگرت رنگ قبلي خود را با اندکي تغير حفظ مينمايد.

۲. يک زنگ برقي را آماده کنيد و سوچ آن را طوري قرار دهيد که با اندک تماس دست به صدا درايد، سپس تجربه را آغاز کنيد. در آغاز کوشش کنید سوچ را طوری حرکت دهید که با منبع تماس ننموده و زنگ به صدا در نیاید . سپس یک عدد سگرت استعمال کنید و به تجربة خود ادامه دهید. درین مرحله خواهيد دريافت که شمارة خطاهاي شما به مراتب بیشتر شده و زنگ برقی با وصف کوششهای شما و بدون ارادة تان به صدا درمیاید. و این براي شما ثابت خواهد نمود که استعمال سگرت سبب پيدايش لرزش در دست وساير اعضا گرديده به ویژه قدرت ادارة دستها وپاها را از بين ميبرد.

۳. اگر گاهي گذرتان بريک آزمايشگاه طبي افتاد، شُش يک شخص سالم و شخصي را که به سگرت معتاد باشد ، به دقت نظر کنيد، خواهيد دريافت که شُش استعمال کنندة سگرت ، مانند سگرت داني سياه و کثیف است، در حالي که شش طبيعي و سالم سرخرنگ است.

آيا استعمال سگرت ضرر رواني و اخلاقي دارد؟

بسياري از مردم تصور ميکنند که استعمال سگرت ، آنها را قادر به تمرکز فکري ساخته ، اعصاب شان را آرام و تشويشهاي شان را برطرف مينمايد ، در حالی که دانشمندان روانشناسي اين مفکورة شان را رد میکنند ؛ زيرا هنگامي که انسان سگرتي را روشن نموده و دود آن را به تماشا مينشيند ، در حقيقت فکر خود را از تشويش هاي انباشته در ذهن خود ، به جانب دود سگرت متوجه ميسازد که براي چند لحظه تشويشهاي خويش را فراموش ميکند. و اين تأثير روانيست نه تأثير کيمياوي سگرت.

بهتر است اين عادت را با عادت ديگري مانند شنيدن موسيقي، آموختن آلات موسيقي، ورزش، بازي شطرنج و حتي استعمال تسبيح عوض نمود.

استعمال سگرت يکي از جملة عادات مضري است که گاهي به حد افراط ميرسد و اگر شخص معتاد به آن داراي ارادة متين و عزم قوي نباشد ممکن نيست که آن را ترک گويد تا اين که به امراضي مبتلا گردد.

اين عادت مهلک بر اخلاق بسياري از مردم تأثير منفي نموده و مسير زندگي آنان را بدون آن که خود درک کنند تغییر ميدهد. براي اثبات اين مدعاکسي را مثال مي آوريم که ميخواهد سگرتي را روشن کند، در عين زمان بر خود تلقين ميکند که بر ارادة خود مسلط است و پس ازين سگرتی نخواهد کشيد . در حالي که لحظه يي بعد سگرت ديگري را آتش زده و به استعمال آن ميپردازد.

نوجواناني که در آغاز مرحلة نوجواني به استعمال سگرت ميپردازند نخست مجبور ميشوند که سگرت را از والدين خود به طور پنهاني استعمال نمايند و اگر درين باره از آنها سوال شود مجبور ميشوند دروغ بگويند و گاهي مجبور ميشوند به خاطر خريداري سگرت دست به دزدي بزنند. این خود ثابت میسازد که سگرت بر علاوة اين که صحت شان را در معرض خطر قرار ميدهد ، اخلاق شان را نيز فاسد ميسازد.

استعمال سگرت بر بزرگسالان نيز تأثيرات رواني و اخلاقي منفي به جا ميگذارد. بسياري از مردان که به خاطر ماه رمضان و يا دستور داکتر به ترک سگرت مجبور ميشوند، دچار تشويشهاي عصبي شده و خيلي زود خشمگين ميشوند.

همچنان بعضي از مردم را مينگريم که نمي توانند به خواندن کتاب و يا کار فکري ديگري بپردازند ؛ مگر اين که سگرتي در دستشان روشن باشد .همين گونه اشخاص ديگري هم هستند که صبح از بستر خواب خويش نمي توانند برخيزند ؛ مگر اين که سگرتي را دود نمايند و يا برعکس تا سگرتي را روشن نکنند ، به خواب روند.

در شرايط جنگ اول و دوم جهاني که سگرت کم شده و براي استعمال کنندگان آن به رویت کوپون توزيع ميشد ، خطرات اعتياد به سگرت ، بر زندگي مردم تأثيرات خود را ظاهر نمود. چنانچه بسياري از معتادان سگرت دچار بحرانات عصبي گرديده و هنگام چور وچپاول وغارت سرزمينهاي ديگر ، به جای اين که نان بدست آرند ، حملات خود را بر مغازه هاي سگرت فروشي انجام ميدادند.

يکي از دانشمندان جامعه شناسي، در زندانهاي اسيران جنگي تحقيقات قابل توجهي انجام داده و دريافته است؛ مقدار سگرتي که به اسيران جنگي توزيع ميشده و براي بعضي شان تکافو نمي نموده، آنها براي اين که مقدار مورد نياز را به دست آورند ، نزد رفقايشان که به سگرت معتاد نبودند مراجعه مي نمودند و با التماس و تضرع ازانان درخواست سگرت مينمودند، گاهي هم مجبور ميشدند که لباسهاي آنان را شسته و بوتهايشان را برس و رنگ کنند ، تا مقدار مورد نياز سگرت را به دست آورند.

يک داکتر امريکايي حکايت ميکند که، شخصي به مرض برگر (Berger) مبتلا بود، برايش توصيه نمودم که يگانه راه علاج اين مرض جلوگيري کلي از استعمال سگرت ميباشد. يک روز ناگهاني به اتاقش داخل شدم و او را ديدم که سگرتي به لب دارد. با لحن خشم آلودي رو به او نموده و گفتم: يا سگرت را ترک کن و يا مجبور هستيم که پاهايت را با انگشتانت قطع کنيم، ازين دو راه يکي را انتخاب کن. مريض پس از لحظه يي سکوت گفت: پاهايم را از بالاي زانو قطع ميکنيد يا از پايين آن؟

همچنين حکايت ميکنند که، يکي از استادان در دانشکدة طب، زیانهای سگرت را براي شاگردانش تشریح میداد. بعد ازين که درس خاتمه يافت، استاد از صنف خارج شده و سگرتي را روشن نمود. يکي از شاگردانش برايش گفت: آيا ترک نمودن سگرت تا اين حد مشکل است؟ استاد جواب داد: اتفاقاً نه پسرم، بسيار کار ساده و سهل است ؛ زيرا من تا اکنون بیشتر از هزار مرتبه سگرت را ترک نموده ام.

استعمال سگرت از نظر دين مقدس اسلام

هرچند استعمال سگرت در زمان حضرت پيامبر بزرگ اسلام (ص) مروج نبوده و در قرآنکريم واحاديث نبوی ازان هیچگونه تذکاری نرفته است ، با آن هم قواعد عمومي معروف و محدود موجود است که ميتوان آن را مد نظر گرفت.

قاعدة اول

و آن سخن پيامبر بزرگ (ص) است که فرموده: ( الحلال ما احل الله في کتابه و الحرام ما حرم الله في کتابه و ما سکت عنه فهو مما عفالکم) رواه الترمذی و ابن ماجه.

يعني حلال آنست که خداوند (ج) آن را در کتاب خود حلال گفته و حرام آنست که خداوند (ج) آن را در کتاب خود حرام گفته و در بارة چيزهايي که سکوت نموده است براي شما بخشيده شده.

همچنان حديث ديگري نيز به اين عبارت آمده است: ( ان الله فرض فرائض فلا تضيعوا ها و حد حدوداً فلا تعتدواها و حرم اشياء فلا تنتهکواها وسکت عن اشياء رحمة بکم غيرنسيان فلا تسألوا عنها.) رواه احمد و غيره.

يعني خداوند (ج) فرضهايي را فرض گردانيده که شما آنرا ضايع نسازيد و حدودي را تعیین نموده که شما ازان تجاوز نکنيد و چيز هايي را حرام گفته که شما ازان سرکشي نکنيد ( و آن را حلال مپنداريد) . همچنان در بارة بعضي چيزها سکوت اختيار نموده، البته نه از روي فراموشي ؛ بلکه به سبب رحمت بر شما و شما ازان سؤال نکنيد.

ازين قاعده به اين نتيجه ميرسيم که اطلاق کلمة حلال و حرام بالاي اشياء ، خاص مربوط خداوند (ج) است. و اين خطای بزرگی خواهد بود که ما  با اندک اجتهاد ، بالاي اشياء حکم حلال و حرام کنيم. بدين جهت خطا خواهد بود که سگرت را از ديدگاه خود در جملة حلال يا حرام قرار دهيم.

قاعدة دوم

چيزهايي که به صحت ضرر ميرساند ؛ ولي عقل را زايل ننموده، مستي به بار نمي آورد و حرام بودن آنها در قرآنکريم و احاديث نبوی ذکر نگرديده ، از نظر شريعت اسلامي مکروه پنداشته ميشود.

۱. به دليل اين که به صحت ضرر ميرساند.

۲. به دليل اين که پول بدون فايده به مصرف ميرسد.

۳. به دليل اين که ارادة انسان را ضعيف ساخته و استعمال کننده اش را از روزه ، نماز و عبادات ديگر باز ميدارد.

چگونه ميتوان از استعمال سگرت اجتناب ورزيد؟

بهترين وسيله يي که انسان را به ترک يک عادت ناپسند واميدارد ، دانش است. يعني مطالعه پيرامون ضررها و خطرهايي که از ادامة آن عمل به صحت وارد میاید. براي اين که قناعت شما فراهم آيد، بهتر است به يکي از آزمايشگاه هاي طبي مراجعه نموده و به چشم خود مشاهده کنيد که شُش استعمال کنندة سگرت چگونه سياه و کثيف است. همچنان انواع سرطان گلو، حنجره، شش و زبان را در وجود استعمال کنندة سگرت خواهيد ديد. بعد ازين چيزها عزم قوي و ارادة متين در کار است. دانشمندان و روانشناسان عقيده دارند که براي به دست آوردن عزم متين و ارادة قوي،  بهتراست انسان به همه دوستان و آشنايان خود اعلام بدارد که تا فلان وقت سگرت را به صورت قطعي ترک خواهد گفت و يا اين که به پيشگاه خداوند (ج) قسم ياد کند که ديگر هرگز لب به سگرت نخواهد زد.

داکتران قطع يکبارگي سگرت را نسبت به قطع تدريجي آن ترجيح ميدهند. به نظر ما بهترین فرصت مناسب براي ترک سگرت ماه مبارک رمضان است؛ زيرا هنگام روزه داري (نيکوتين) در خون خيلي کم شده و براي روزه دار اين را سهل ميسازد که از عادت تنبلي قبلي خويش جلوگيري بعمل آرد، تا به ترک آن نايل آيد.

چنانچه همه ميدانيم مشکلترين دوره براي ترک کنندة سگرت همان هفتة نخستين است. و اگر معتاد دران مرحله پيروز شد ميتواند با پيگيري و تداوم به ترک قطعي آن نايل آيد.

اينک بعضي از دواهاييکه شما را به ترک کلي سگرت ياري ميرساند و در دواخانه ها به فروش ميرسد برايتان نام ميبريم.

از جمله تابليتهایي که کيف سگرت را برطرف مينمايد و به طور غرغره، جوشي و مکيدن استعمال ميشود يکي هم تابليت (لوبيلين) است که زير نام ( لوبيدان ) در دواخانه ها به فروش ميرسد و روزانه سه قرص براي مدت يک هفته استعمال ميشود.

استعمال اين تابليت، شخص معتاد را از سگرت متنفر ميسازد ؛ ولي بدون مشورة داکتر استعمال آن درست نخواهد بود. شکي نيست که استعمال کنندة سگرت وقتي به ترک آن پيروز شود و احساس آرامش نموده اشتها پيدا کند و سرفه و بلغم از وجود او زايل شده و با نشاط گردد ، شجاعانه به استمرار ترک آن ادامه خواهد داد.

 

بخش دوم

الکول

 

شراب

ابـلیـس شبـی رفـت به بالیـن جوانـی          آراستـه بـا شکل مهـیـبـی سـر و بـر را

گفتا که منم مرگ و اگـرخواهـی زنهـار           باید بگزینـی تو یکی زیـن سـه خطـر را

یـا آن پـدر پـیـر خـودت را بـکشـی زار          یا بشکنی از خواهر خـود سینـه و سـر را

یا خود زمی ناب کشی یک دوسه ساغـر          تـا آن که بپـوشـم زهـلاک تـو نظـر را

لرزید ازین بیم جوان برخود و جا داشـت          کزمرگ فتد لـرزه به تـن ضیـغـم نـر را

گفتـا پـدر و خواهـرمن هـردو عزیـزنـد          هرگـز نکنـم تـرک ادب ایـن دو نفـر را

اما چو به می دفع شر ازخویش توان کرد          می نوشـم و بـا وی بکنـم چـارة شـر را

جامی دو بنوشید و چو شد خیره زمستـی          هم خواهر خود را زد و هم کشت پـدر را

ای کاش شود خشک بُنِ تـاکِ خداونـد

زیـن مایـة شـر حفظ کنـد نـوع بشـر را

                                                          ( ایرج میرزا )

 

الکول (شراب) چیست ؟

از نظر ساختار طبي ، تمام نوشابه هايي که داراي مقدار معینی از الکول بوده و حالت نشه را به بارآورند ، شراب (مشروب الکولي) پنداشته ميشوند.

مقدار الکول در بير (Beer) از ۳-۱۲٪، در مشروبات قوي ۲۵٪  و در قويتر ازانها تا ۵۰٪  نيز ميرسد.

الکول دربعضي از دواها و املاح ضروري براي صحت انسان؛ مانند: ادوية سرفه ، ذوب ميگردد. همچنان دربعضي از نوشابه هاي گازي ديگر؛ مانند: کوکاکولا ، قابل تحليل ميباشد. اين دواها و نوشابه ها از نظر علمي و شرعي در جملة مشروبات الکولي به شمار نمي روند؛ زيرا درين دواها و نوشابه ها ، الکول آزاد نيست و نمي تواند حالت نشه را به بار آرد ؛ اما از نظر شريعت ، شراب به همة موادي اطلاق ميگردد که حالت نشه را پديد آورد. چنانچه رسول الله (ص) فرموده : (کل مسکر خمر و کل مسکر حرام)  رواه مسلم عن ابن عمر(1)

يعني: تمام چيز هاي نشه آور و همة نوشابه هاي نشه آور حرام است. اين حديث معني آن را توسعه ميدهد تا تمام مواد نشه آور را اگر چه شراب نباشد شامل شود.

الکول قديم

آسپرين و پنسلین ، با آنکه دارو هاي طبي اند ، نمي توان آنها را در همة نقاط کرة زمين پيدا نمود ؛ ولي الکول را که اين هم يک مادة طبي است ، در همة نقاط دنيا میلیونها انسان به مصرف ميرسانند.

اين ماده را که بدون رنگ بوده و در رساله هاي طبي به نام ايتانول (ETHANOL ) يا ايتايل الکول ياد ميکنند ، تاريخ به طور دقيق ثبت ننموده است که از چه زماني انسانها به توليد و استعمال آن آغاز نموده اند، با آنهم در نخستين سخنان بشر ، پیرامون الکول تذکار رفته است.

الکول نه تنها موارد استعمال زياد دارد ؛ بلکه با داشتن سابقة ماقبل التاريخ ، توليد زياد نيز دارد. انسان دورة ما قبل التاريخ به ساختن و حفظ اين ماده پرداخت. دران زمان ملتهاي پيشرفته و عقب مانده با زراعت آشنايي داشتند و اين ماده را به انواع مختلف استحصال مينمودند که بیشتر استحصال آن از گندم، جو، کچالو و عصارة ميوه ها صورت ميگرفت و هميشه مادة بدست آمده (سمي) ميبود.

دانشمندان جامعه شناسي عقيده دارند که با پيشرفت زراعت استحصال الکول نيز کمتر از توليد مواد غذايي نبود. همچنان در مدنيت هاي گذشته ، الکول حيثيت کمي ازغذاهاي اساسي نداشت.

در سنگنوشته هاي مکشوفه از مابين النهرين ، که تاريخ آن به (۲۱۰۰) سال قبل از ميلادي میرسد ، از شراب نام برده شده است. همچنان فراعنه نام نان و شراب را بر قبرهاي خود نوشته اند. از جانب ديگر در آثاري که از مصر، يونان باستان و روم قديم به دست آمده ، نام شراب ( الکول)  به نظر ميرسد.

در قرن اول ميلادي دانشمند علوم طبي (بليتوس) نوشته است:  ( انسان در روي زمين جايي را نمي تواند بيايد ، که دران مواد نشه آور نباشد. در قرن شانزدهم ، برنال دي بازدي کاستيلو (۱۴۹۸-۱۵۸۲) همسفر هيرناندو کوريتس هسپانوي (فاتح مکزیک) نوشته است که : (اهالي بومي مکزيک مشروبات نشه آور خود را از يک نوع نبات طويل که داراي قطر بزرگ بوده و برگهاي پهن داشته ، تهيه میکردند.)

در حدود (۵۵۰) سال بعد ازان ، دريانورد انگليسي (جيمز کوک) در نواحي جنوب مشاهده نموده که مردم آن مناطق مشروبات الکولي خود را از انگور به دست میاورده اند. سپس کاشف انگليسي ، مونجو بارک (۱۷۷۶-۱۸۰۶) نوشته است که: ( من هنگام توقف قافلة ما در صحراي جنوبي هند ، ديده ام که چگونه اهالي بومي آن منطقه ازعصارة جو براي خود مشروب الکولي تهيه مينمودند.

درمناطق پیشرفتة دنياي امروز ، کمتر جايي پيدا خواهد شد که ساکنين آن به استعمال مشروبات الکولي نپردازند. مثلاً طبق احصائیه يي که در سال (۱۹۶۸) در آلمان فدرال به عمل آمده ، مقدار مصرف مشروبات الکولی هرشخص ، سالانه بالغ بر (۱۶۷) ليتر ميباشد که تقريباً روزانه نيم ليتر ميشود.

تأثیر الکول بر بدن انسان

تأثیر الکول بر بدن انسان در دو عامل نهفته است.

1 .  مقدار الکول و تمرکز آن در خون : اگر انسان دو گیلاس بير را بنوشد ، مقدار الکول آن به 5 ملي گرام در (۱۰۰. سي سي) خون ميرسد و اين مقدار جهت به دست آوردن تأثیر مطلوب براي نوآغازان کافي است. با تمرکز تدريجي الکول در خون ، تأثیر آن نيز افزوني مييابد.

اگر مقدار آن به پنجاه ملی گرام در (۱۰۰.سي سي) خون برسد، انسان قدرت تمرکز فکري خود را از دست ميدهد و قدرت سيطره برعواطف نيز رو به تقليل مينهد؛ اما درين مرحله قدرت تسلط بر دستها و پاها ، هنگام رفتار، غالباً از ميان نمي رود.

اگر مقدار الکول در خون به50 ملی گرام در (۱۰۰.سي سي) خون برسد ، قدرت تسلط بردستها و پاها نيز ازميان ميرود و بديهي است که درين حالت همه رشته هاي عصبي علوي از فعاليت باز مي ايستد.

۲.  مقدارتحمل سيستم اعصاب : چنانچه به ملاحظه رسيده است، انسانها با نوشيدن اولين پيک ، به درجات مختلف تحت تأثیر الکول قرار ميگيرند. بعضي دامنگير هيجان و انفعال شديد ميشوند و بعضي هم به سکوت و خواب متمايل ميگردند.

بزرگترين خطر الکول دران است که سيستم اعصاب انسان را به تدريج معتاد ميسازد، چنانچه مقداري که در مرحلة اول حالت نشه را به بار میاورد ، در دفعات دوم و سوم اثر مطلوب نمي نمايد. پس براي به دست آوردن همان حالت اولي ، شخص مجبور ميشود مقدار آن را به دو چند يا سه چند تزايد بخشد که بالاخره اعتياد به وجود میاید. بدين سبب دانش امروزي ادعاهاي اشخاص را که گويا با نوشيدن الکول قدرت اعتدال خود را بدست میاورند، شديداً رد مينمايد  .

تأثیر الکول بر قلب و شريانهاى خون

الکول به نسبت (۱٪) باعث ميشود که نبض انسان در يک دقيقه (۱۰.نبض) بالا برود. با تداوم نوشيدن الکول ، شخص الکوليست به تصلب شرايين ، خصوصاٌ شريان تاجي که مغذي قلب است ، مبتلا ميشود و تصلب شريان تاجي انسان را در معرض سکتة قلبي قرار ميدهد. بدين جهت اولين نصیحت داکتران براي مريضان مصاب به تصلب شرايين و تکان قلبي ، اين است که به طور قطعي از استعمال انواع سگرت و الکول خودداري کنند.

تأثیر الکول بر سيستم اعصاب

دانش امروزي ثابت نموده است که مغز انسان از مراکز مختلفي ايجاد شده است. وظايف سنگين به مراکز فوقانی مغز ارتباط داشته و وظايف سبک به دوش مراکز تحتانی ميباشد. مراکز فوقانی مغزموُظف است که اراده ، اعتماد به نفس وسلوک اجتماعي را کنترول نمايد و مراکز تحتانی وظايف عقلي و فکري را انجام ميدهد. پس ازان مراکز حکم بر اشيا قرار دارد و بالاخره مراکز ديگري براي تنظيم عواطف و احساسات فعالیت دارد، که در اثر استعمال الکول مراکز مختلف سيستم اعصاب  تحت تأثیر قرار ميگيرد. بدين جهت اولين چيزي که در اثر استعمال الکول دچار اختلال ميشود ، اراده، اعتماد به نفس و کنترول سلوک اجتماعي است و اگر مقدار الکول زيادتر باشد قدرت تمرکز فکري را نیز مختل ميسازد.

تأثیر الکول بر کرويات خون

خون دو وظيفه دارد. توسط کرويات سرخ خود آکسيجن را از شُش جذب و کاربن داي اکسايد را دفع مينمايد و توسط کرويات سفيد درمقابل باکترياها و مکروبهايي که به جسم ما داخل ميشوند، مقاومت مينمايد.

اگر يک قطره خون را در مقداري آب که (۱٪) الکول داشته باشد بيندازيم ،کرويات سرخ خون رنگ خود را تبديل نموده به زردي ميگرايد و نشاط و فعالیت خود را از دست ميدهد.

معني اين عمليه در جسم انسان زنده اين است که الکول خون را از جذب نمودن آکسيجن لازم به وجود باز ميدارد و اختناق کرويات خون را بار میاورد که در نتیجه خستگي عضلات پديد میاید. همچنان مقاومت جسم در مقابل انواع ميکروبها و امراض تقليل مييابد.

يکي از انجمن هاي طبي انگلستان تحقيقابي را بالاي دو گروه از کارگران فابريکة ذوب آهن آن کشور انجام داده است که گروه اول قبل از شروع کار اندکي الکول مينوشيدند و گروه دوم نمي نوشيدند. در نتيجه دريافته است که گروه اول به زودي خستگي احساس نموده و سطح توليد آنها در مرتبة پايينتری قرار گرفته است .

تأثیر الکول بر جگر

استعمال الکول سبب پيدايش مرض (پوکی جگر) ميگردد ، که اين مرض در اروپا و امريکا منتشر بوده و در ممالک اسلامي خيلي کم به نظر رسيده است.

هرگاه استعمال الکول ادامه يابد حجرات زندة جگر يکي پس از ديگري حيات خود را از دست ميدهند که باعث خرابي يک بخش جگر ميگردد و آن حصة جگر که حجرات آن حيات خود را از دست داده اند ، به شکل اسفنجي ميدرايد و انکشاف آن باعث بروز مرض (تليف کبد یا پوکی جگر) ميگردد که اين مرض مرگهاي نا به هنگام را درفرجام دارد.

يک دانشمند بزرگ اتريشي تحقیقاتی پيرامون (کميت وفيات مريضان مصاب به تليف کبد در اروپا و امريکا) انجام داده و دريافته است که وفيات مريضان مصاب به (تليف کبد) در خلال سالهاي جنگ دوم جهاني ، هنگامي که مشروبات الکولی کم پيدا بوده و انسان نمي توانست بدون کوپون آن را به دست آرد ، خيلي کاهش يافته بود. همچنان هنگامي که در امريکا نوشيدن الکول ممنوع قرار داده شده بود ، اين مرض به ندرت به نظر میرسید .

تأثیر الکول بر اشتها

بعضي ازمردم عقيده دارند که استعمال الکول (خصوصاً مقدار کم بير) بر اشتها ميافزايد و معده را در هضم غذا ياري ميرساند. در حالی که زیاد شدن اشتها توسط الکول ، تأثیر تلقين روحي آنان است ، نه تأثیرکيمياوي الکول. دانش امروزي ثابت نموده که استعمال الکول تيزاب معده را تزايد بخشيده ، حرکت معده و عملیة جذب مواد لازم به بدن را به کندي وا ميدارد، که باعث ايجاد التهاب مزمن در غشاي معده ميگردد.

بسياري از مصرف کنندگان مشروبات الکولی،  هنگامي که کميت مشروبات مورد مصرف شان تقليل يابد ، به استفراقات پي در پي مصاب ميگردند. همچنان به نظر رسيده است که استعمال کنندگان دايمي بير ، بالاخره به بي اشتهايي دچار گرديده اند و علت آن مصاب شدن شان به التهاب معده ميباشد که توسط بير به وجود میاید.

تأثیر الکول بر گرده ها و جهاز بولي

گروهي از مردم عقيده دارند که استعمال الکول و بير عملية ادرار را سهل ساخته ، ريگ و سنگريزه هاي داخل مثانه را بيرون ميريزد وبراي شستشوي مجراي بولي داروي خوبي به شمار ميرود.

در حقيقت امر در ترکيب آنها املاح و تيزابهايي وجود دارد که آنها را از تعفن نگاه ميدارد. مصرف الکول سبب از بین رفتن اين املاح و تيزابها گردیده ، باعث اتلاف انساج گرده، مثانه و مجراي بولي ميگردد. بدين جهت اکثريت اشخاص معتاد به الکول و بير به امراضي مصاب ميگردند که گاهي باعث بند شدن مجراي بولي ميگردد و گاهي هم نمي توانند بر عملية ادرار خود سيطره داشته باشند و هميشه بدون اختيار ادرار آنها جاري ميشود.  

تأثیر الکول بر باقي اعضاي جسم

براي اين که بدانيد الکول چگونه تأثیري را وارد حجرات بدن انسان ميسازد، به لابراتواري برويد و حجرة زنده و پر تحرکي را در زير مکروسکوپ قرار دهيد. از عقب شيشة مکروسکوپ ملاحظه خواهيد نمود که حجرة زنده خيلي فعال و پرنشاط به حرکت خود ادامه ميدهد. بعد ازان همان حجره را در ميان آبي قرار دهيد که به نسبت (۱٪) الکول داشته باشد ، ديده ميشود که حرکت حجرة مذکور به کندي ميگرايد. سپس مقدار فيصدي الکول را بلند ببريد خواهيد ديد که حجرة مذکور به تسمم مبتلا گرديده و بلا فاصله ميميرد.

اين تجربه به ما مي آموزاند که الکول چگونه تأثیري را وارد حجرات بدن انسان ميسازد.

الکول و نقص ويتامينها

استعمال الکول باعث از بين رفتن ويتامينها در جسم ميشود. خصوصاٌ انواع ویتامین (B ) و ويتامين ( C ) را به نابودي ميکشاند،  که منجر به پيدايش امراض گوناگون ميگردد. اعراض فقدان ويتامين هاي (B و C) ، نخست به شکل لرزش دستها، کلالت زبان، ضعف عضلات و حساسيت جلد ظاهر ميشود. اگر باز هم ويتامينهاي یادشده توسط الکول از بين برده شود ، منجر ميشود به فلج شدن دستها، پاها و ورم قلب.

الکول و تأثیر آن بر غریزة جنسي

همچنان گروهي اعتقاد دارند که استعمال الکول، غريزة جنسي را شاداب نگه ميدارد، در حالي که استعمال الکول دو گونه تأثیر را بر غريزة جنسي وارد ميسازد.

۱. چون الکول بر مراکز بالایی سيستم اعصاب تأثیر ميگذارد، به طور موقت شرم ، تردید و خوف را زايل ميسازد ( البته در حالاتی که شرم ، خوف و تردید وجود داشته باشد).

۲. چون الکول بر مراکز پایینی سيستم اعصاب تأثیر ناگوار به جا ميگذارد ، باعث ميشود که غريزة جنسي صرف چند دقيقه به حد افراط رسيده و سپس به ضعف گرايد، که سرانجام در اثر تداوم مصرف الکول ، ناتوانيهاي جنسي پديد میاید.

اين دونوع تأثیر ناگوار وخطرناکي را که الکول بر غريزة جنسي انسان وارد مينمايد ، بالاخره منجر ميشود به پيدايش عقده هاي رواني و جنسي که باعث برهم خوردن حيات زوجي مصرف کنندگان الکول ميگردد.

تأثیر الکول بر شخصيت انسان

در گزارشي که از طرف ( انجمن مبارزه با الکول ) در انگلستان تهيه شده، آمده است:         ( استعمال الکول به طور دوامدار برشخصيت انسان لطمه وارد نموده وسبب پيدايش کند ذهني میگردد و ارادة انسان را ضعيف ميسازد. اعتماد به سخنان و وعده هاي شخص معتاد به الکول کاريست خطا، اگرچه درحالت عادي باشد. همچنان نمي توان در مسايل مالي، اجتماعی و رهبری به وي اعتماد نمود.

شخص معتاد به الکول بسیار به زودی خشمگین ميشود و داراي اوهام و خيالات بيشمار است. بسیاری از معتادان به الکول در امور زندگي خيلي تنبل و بيکاره اند و همواره تنبلي و بيکارگي دامنگير آنان است. بالاخره سلوک و رفتار اشخاص معتاد به الکول در برابر همسر واطفال شان نا پسند بوده و همواره از عدم اطمينان برخوردار ميباشد.)

آيا الکول سرما را زايل نموده و گرما را به بار مي آورد؟

بعضی از مردم عقیده دارند که نوشيدن الکول سبب از دياد حرارت بدن ميگردد. مخصوصاً نوشیدن مشروبات الکولی در زمستان، براي جلوگيري از سرما نوشابة خوبيست؛ درحالي که اين عقيده به صورت مطلق غيرقابل قبول است ؛ زيرا دانش امروزین ثابت نموده که استعمال الکول باعث فراخي شريانهاي خون در تمام حصص پوست بدن ، به ویژه روی،  ميگردد .  در نتیجه خون درین قسمتها بیشتر تر ازحد معين به جریان میافتد، که ظاهراٌ پوست و روي انسان را سرخ رنگ ميسازد و يک نوع توهم نزد انسان به وجود میاید که گويا حرارت جسم بالارفته است؛ اما در واقع فراخي اين شريانها ، سبب خروج حرارت داخلي گرديده و حرارت جسم به زودی نزول مييابد. از همین سبب نوشيدن الکول براي هیأتهایی که جهت تحقيقات علمي به قطب شمال ميروند،  ممنوع اعلان گرديده است؛ زيرا هنگامي که حرارت داخلي بدن کاهش يابد ، باعث یخ زدگي اعضاي بدن گرديده و مرگ مفاجی (مرگ نا بهنگام) را درپی دارد .

مشکلات اجتماعي و اقتصادي الکول

الکول درکشور هاي اسلامي، مشکلات قابل توجهي را ايجاد ننموده است، و اين به برکت امرقاطعي است که دين مقدس اسلام استعمال آن را ممنوع قرار داده است؛ اما درکشورهاي غیر اسلامی، خصوصاٌ درقاره های اروپا و امريکا ، مشکلات اجتماعي و اقتصادي بزرگي را به بار آورده است.  دربسیاری ازشهرهاي پيشرفتة اروپايي و امريکايي، دهها انجمن مبارزه با مشروبات الکولي را مييابيم. همچنان درکشور هاي پیشرفتة دنياي امروزي شفاخانه هایی ايجاد شده که به علاج اشخاص دايم الخمر ميپردازند.

انجمن مبارزه با مشروبات الکولي امريکا، درسال (۱۹۶۶) احصائیه يي را انتشار داده و دران تذکر داده است که تنها در ايالات متحدة امريکا درحدود (۹.ميليون) مرد و زن معتاد به الکول وجود دارند که به حد تسمم رسيده اند. اين رقم تقريباٌ (۱۸٪) نفوس مجموعي آن کشور را نشان ميدهد.

همچنان احصائیه نشان داده است که سالانه (۲۵۰۰۰) حادثة ترافيکي ، (۱۵۰۰۰) حالت قتل و انتحار و دونیم میلیون واقعة دستگيري درحالت ارتکاب جرم از اثر استعمال الکول در ايالات متحدة امريکا به بار آمده است.

از اثر استعمال الکول، در ايالات متحدة امريکا ، سالانه تقريباً (۱۵.بيليون) دالر به دولت آن کشور خساره وارد ميشود. (۱۰-بيليون) دالرخساره از درک فرار ازکار و کاهش توليدات صنعتی ،   (۲.بيليون) دالر ازدرک مصارف صحي اشخاص مصاب به امراض گوناگون و (۳.بيليون) دالر ازدرک خسارات گوناگون دیگری که از همین بابت به اقتصاد آن کشور صدمه وارد ميشود.

همچنان استعمال الکول سبب شده که حالات زیر در ايالات متحدة امريکا بوجود آيد:

      ۱۰٪ حالات ديوانگي و تشوشات روحي داخل بستر در شفاخانه ها.

      ۳۰٪ حالات طلاق و لت و کوب اطفال.

      ۴۵٪ حوادث ترافيکي.

      ۶۵٪ حالات فرار از کار و کاهش توليدات صنعتي.

اکنون نسبت به هر زمان ديگر (۸۱٪) امريکاييها معتقد شده اند که زيانهاي الکول جامعه را به تباهي ميکشاند و (۷۹٪) آنها از دولت خواستار شده اند که سن قانوني نوشيدن الکول را در تمام ايالات به سن (۲۱) ارتقا دهد.

اسلام و الکول (شراب)

دين مقدس اسلام يگانه ديني است که نوشيدن مشروبات الکولی را به طور قطع ممنوع اعلام نموده است. دين اسلام با در پيش گرفتن شیوه های علمي و رعایت نیازهای روانی افراد، شيوه ها و دستورهای قابل تأملی را به ميان آورده که اين شيوه ها را ميتوان به دو دسته تقسيم بندي نمود.

۱. منع قرار دادن تدريجي نوشيدن مشروبات الکولی ؛ تا بر مردم گران تمام نشود.

۲. ارتباط اوامر با پديده هاي واقعي، با استفاده از تأثیرات روانی و سيکولوژيکي.

نزول اولين آيت دربارة شراب وقتي بود که حضرت عمر (رض) از خداوند (ج) در خواست نمود و گفت : ( اللهم بين لنا في الخمر بيانآ شافياٌ) يعني.خداوندا ! براي ما درمورد شراب ، بياني قاطع و کامل بفرست. پس خداوند(ج) اين آيت را نازل نمود.

( يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَآ أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا )

سورۃ البقره آيه ۲۱۹

يعني :  ميپرسند ترا از حکم شراب و قمار بگو در هردو گناه بزرگست و منفعت هاست مردمان را و گناه هر دو بزرگتر است از سود آنها . ( 2 )

درينجا بعضي مردم گفتند که ( شراب حرام شد) و از نوشيدن آن اجتناب ورزيدند وگروهي ديگر گفتند اي رسول خدا (ج) ! چنانچه خداوند (ج) فرموده که ( منافع للناس) پس بگذار که ما ازان مستفيد شويم. رسول (ص) سکوت اختيار نمودند. مدتی سپری گشت و دیده میشد که برخی ازمردم پس از نوشيدن الکول به نماز حاضر ميشدند و نمي دانستند که چه ميگويند. حضرت عمر (رض) دوباره از خداوند (ج) درخواست نمود و گفت: ( اللهم بين لنا في الخمر بياناً شافياً ) که اين آيت نازل شد :

( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ لاَ تَقْرَبُواْ الصَّلاَةَ وَأَنتُمْ سُكَارَى حَتَّىَ تَعْلَمُواْ مَا تَقُولُونَ )

سورة النساء.آية ۴۳

 يعني:  اي موُمنان نزديک مشويد به نماز در حالي که شما مست باشيد تا آن که بدانيد آنچه را ميگوييد.  ( 3 )

باز هم برخی از مردم گفتند که ( شراب حرام شد) و بعضي ديگر گفتند که هنگام اداي نماز نمي نوشيم و باز هم رسول (ص) سکوت اختيار نمودند.

در مرتبة سوم بازهم حضرت عمر (رض) درخواست خود را تکرار نموده و گفت: ( اللهم بين لنا في الخمر بياناً شافياً ) اين بار آيت سوم نازل شد:

( يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُواْ إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالأَنصَابُ وَالأَزْلاَمُ رِجْسٌ مِّنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ . إِنَّمَا يُرِيدُ الشَّيْطَانُ أَن يُوقِعَ بَيْنَكُمُ الْعَدَاوَةَ وَالْبَغْضَاء فِي الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ وَيَصُدَّكُمْ عَن ذِكْرِ اللّهِ وَعَنِ الصَّلاَةِ فَهَلْ أَنتُم مُّنتَهُونَ ) سورة الماﺋدة اﻵيتين ۹۰ و ۹۱

يعني: اي مؤمنان جز اين نيست که خمر و قمار و نشانه هاي معبودان باطل و تيرهاي فال پليد است ازکردار شيطان، پس احتراز کنيد از وي تا رستگار شويد. جز اين نيست که ميخواهيد شيطان که بیندازد درميان شما دشمني و خصومت درخوردن خمر و قمار و باز دارد شما را از ياد خدا و ازنماز. پس آيا هستيد شما باز ايستادگان ؟ ( 4 )

هنگامي که اين آيت نازل شد، مردم همه نزد پيامبر (ص) آمدند و رسول (ص) برايشان فرمود: ( شراب حرام شد.).

براي ازدياد معلومات شما ، اينک چند حديثي را که در مورد شراب فرموده شده ، برايتان نقل ميکنيم :

۱. ( اجتنبو الخمر فإنها مفتاح کل شر) ( 5 ) رواه الحاکم عن ابن عباس.

يعني: از شراب بپرهيزيد؛ زيرا شراب کليد تمام بديهاست.

۲. ( من لقي الله مدمن خمر لقيه کعابد الوثن) ( 6 ) رواه احمد بن حبان عن ابن عباس.

يعني: شخص دایم الخمری که با خداوند ملاقي ميشود، مانند بت پرستي است که با خداوند (ج) مقابل ميگردد.

همچنان حديث ديگري به اين متن آمده است:

۳. ( من شرب الخمر اسقاه الله من حميم جهنم يوم القيامة) ( 7 ) رواه البزارعن ابن عمر.

يعني: کسي که شراب مينوشد ، خداوند (ج) او را در روز قيامت از آب سوزندة دوزخ سیراب میکند.

همچنان از حضرت بي بي عایشه (رض) روايت شده که:

۴. ( کل مسکر حرام و ما اسکر الفرق منه فملء الکف منه حرام ) ( 8 ) يعني: تمام چيزهاي نشه آور حرام است و هرمادة نشه آوري که يک پيمانة آن انسان را به کيف واميدارد ، به اندازة يک مشت آن نيز حرام میباشد.

الکول (شراب) در حدود شرعي

درقرآن کريم حدي (جزایی) براي نوشیدن شراب نازل نگردیده است. عینی درکتاب (شرح الکنز) از انس (رض) روايت نموده که حضرت پيامبر (ص) با غنچه و پاپوش بر نوشندة شراب حد جاري نموده. (نسبت اين حديث به امام شافعی داده شده است.)

حضرت امام احمد ، با اتکا به قول حضرت ابي سعيد روايت نموده که : ( در زمان پيامبر (ص) بالاي کسي که شراب مينوشيده دوضربة پاپوش حدجاري شده است و در زمان حضرت عمر (رض) دو ضربة پاپوش به دو تازيانه مبدل گرديده است.) ( 9 )

نخستین کسي که بر نوشندة شراب حد جاري نمود، حضرت ابوبکر صديق (رض) بود ، که او چهل ضربة چوب ويا چهل ضربه با اطراف پاپوش حد جاري نموده است.

هنگامي که مسلمانان سرزمينهاي شام ، مصر و فارس را فتح کردند ، دران مناطق شراب به قدر وفور رايج بود که اهل ذمه به خريد و فروش و نوشيدن آن ميپرداختند و خليفة اسلام به سبب احترام به شعایر آنها کسي را بدين جرم ملزم قرار نداده و محاکمه نمي نمود. درين هنگام بعضي از جوانان و سپاهيان مسلمان به طور مخفيانه به نوشيدن شراب آغاز نمودند و سخن بدانجا کشيد که براي پيشبرد عمل شرابنوشي خود به تأویل آيات قرآن کريم پرداختند. برخی ازانان ميگفتند که نوشيدن شراب حرام نيست ؛ زيرا خداوند (ج) فرموده است که ازان اجتناب کنيد و نگفته است که نوشيدن شراب حرام است. بعضي هم ميگفتنند که خداوند (ج) گفته است ( فهل انتم منتهون) ؛ يعني: (پس آيا هستيد شما باز ايستادگان) و امري برما ننموده است. بعضي ديگر ميگفتند خداوند (ج) براي هر گناهي حد تعیین نموده است ، به جز نوشيدن شراب و اگر اين هم حرام ميبود، خداوند (ج) برايش حد تعیین مينمود. همان بود که تأویل و تفسیر انحرافی آيات قرآن کريم توسط بعضي از مسلمانان ، برعمر (رض) گران آمد. پس مسلمانان را گردهم جمع نموده و چنين گفت: ( کسي که آيات نازل شده در بارة شراب را تأویل بیمورد میکند،  مانند کسي است که مرتد شده باشد و خون او برمسلمين حلال است. و آن که اقرار ميکند که نوشيدن شراب حرام است و مينوشد مانند کسي است که محصنات را قذف مينمايد و برآنچه که ميگويد عمل نمي کند، وقاذف محصنات هم چنين است وحد آن هشتاد دره است. )

بدين ترتيب حضرت عمر (رض) از فتنه يي که ميخواست بر اسلام سايه افگند، جلوگیری کرد.

هنگامي که حضرت عثمان (رض) به خلافت رسيد، به حد تعیین شده از طرف حضرت ابوبکر (رض) مراجعت نمود و نوشندة شراب را چهل ضربة چوب مينواخت و اگر بازهم تکرار میکرد، جاي چهل ضربه را هشتاد ضربه ميگرفت.

مبارزه در برابر مشکل الکول

برای مبارزه با مشکل الکول راههاي مختلفی وجود دارد که بهترین آنها را ميتوان درين نکات نهفته دانست :

۱. تربيت بدني.

۲. تعليمات ديني.

۳. آگاهي صحي.

علم طب به تنهايي نمي تواند برضد الکوليسم مبارزه نمايد، چنانکه دين نیز نمي تواند بدون فراهم نمودن اقناع علمي و طبي ازان جلوگيري به عمل آرد.

نخستین راه علاج اين مشکل را ميتوان درين نکته نهفته دانست که:( وقايه بهتر است ازتداوي). معنای اين سخن آن است که در جامعة اسلامي به طور قطعي ازتوليد، توريد و خريد و فروش آن جلوگيري به عمل آيد.

چقدر بجاست سخن پيامبر بزرگ ما (ص) که فرموده :

( لعن الله الخمر و شاربها و ساقيها و مبتاعها و بايعها و عاصرها و معتصرها و حاملهاُ و المحمولة اليه و اکل ثمنها) ( 10 ) رواه ابن ماجة عن ابن عمر

يعني: ( خداوند (ج) لعنت فرستاده است بر شراب و نوشندة آن و ساقي آن و خريدار آن وفروشندة آن وکسي که او را حمل ميکند و بر آنچه که دران حمل ميشود و کسي که پول آن را ميخورد (به دست میاورد) .

اگر انسان به همان شکل و صورتی که او را خداوند (ج) خلق نموده زندگي کند و به مواد غیر ضروری به صحت اعتیاد نورزد، در بهترين حالات صحي خود قرارخواهد داشت، که دران صورت نه ضرورت به الکول است و نه به دخانیات.

اگر جوانان و نسل جديد در جامعه يي باشند که دران اثري از شراب نباشد و نامي ازان شنيده نشود فقدان چيزي را احساس  نخواهند نمود و با صحت و سلامتي کامل زندگي خواهند کرد.

تحقيقات علمي ثابت نموده که شخص دايم الخمر نخست با همنشینی رفقا و دوستان به اين کار ميپردازد و پس از گذشت زمان به يک شخص دايم الخمر مبدل ميگردد.

مقدار استعمال الکول از يک شخص تا شخص ديگر متفاوت است. بعضي از مردم به چند پيک محدود اکتفا ميکنند و برخی دیگر پس از اولين تجربه آهسته آهسته معتاد ميشوند و بیشنر با پيش آمدن مشکلات در زندگي، شخص عادي به يک الکوليست مبدل ميگردد.

از نظر علم طب همة اين اشخاص مريض جسمي، عقلي و روحي پنداشته ميشوند. بدين جهت بهترين راه مبارزه با الکول منع قطعي واردات ، صادرات و توليد الکول در جامعه ميباشد. در قدم دوم  ميتوان با فراهم نمودن زمینه های اقناع علمي، ديني وطبي از انتشار اين عادت مهلک دربين جوانان ونسل جديد جلوگيري به عمل آورد.         

پايان

 

فهرست مآخذ

۱. رسالة الجهاد، العدد ۳۱، السنة الثالثة ، رجب ۱۳۹۴، ابريل ۱۹۸۵، تصدرها جمعية الدعوة الاسلامية ، طرابلس.

۲. رسالة الجهاد، العدد ۳۵، السنة الثالثة، ذوالقعده، ۱۳۹۴، اغطس ۱۹۸۵، تصدرها جمعية الدعوة الاسلامية، طرابلس

۳. رسالة الجهاد، العدد ۳۷، السنة الرابعة، المحرم ۱۳۹۵، اکتوبر ۱۹۸۵، تصدرها جمعية الدعوة الا سلامية، طرابلس.

۴. الوعي الا سلامي، العدد ۱۲۱، السنة الحادية عشرة، غرة المحرم ۱۳۹۵، يناير ۱۹۷۵، تصدرها وزارة الاوقاف واﻠﺸون الا سلامية بالکويت

۵. الوعي الاسلامي، العدد ۱۲۳، السنة الحادية عشرة، غرة ربيع الاول ۱۳۹۵، مارس ۱۹۷۵، تصدرها و زارة الاوقاف واﻠﺸون الاسلاسية با لکويت.


( 1 )   شرح الکنز، ج ۲ ص 218

( 2 )   تفسير کابل/ جزء دوم ص 195

( 3 )   تفسير کابل/ جزء پنجم، ص ۴۹۸

( 4 )  تفسير کابل/  جزء هفتم ، ص ۷۱۱ و۷۱۳

( 5 )   التر غيب/ ج ۴، ص ۲۹۸

( 6 )  التر غيب/ ج ۴، ص ۲۹۷

( 7 )   التر غيب/ ج ۴، ص 201

( 8 )  فقه السنة/ ج۹ ،  ص ۵۲ ، ط اولي

( 9 )  شرح العینی علی الکنز / ج 1 ، ص 230

( 10 )  الترغیب / ج 4 ، ص 293